تبليغاتX
زانیاری (فرهنگیان کردستان)

زانیاری (فرهنگیان کردستان)

انجمن صنفی معلمان استان کردستان

حمید جان برخیزکه هنگام خوابیدن نیست!!

      دیریست که گوشهایمان ازشنیدن خبرهای سخت وجانکاه آکنده است ،گویی هرروزبایدبه انتظار بنشینیم تادل وجانمان آزرده شود.دیروزدرانتظاری تلخ  دوستانمان پس ازحبس های طولانی  دادگاهی شدند،اماحتی تعجب نکردیم وهنگامی که آنان تبعیدودرتعدادزیادمنفصل شدند،فقط ازسریاس سرهایمان راتکان دادیم.گفتیم " خودکرده راتدبیرنیست " یا " تندمی رفتند ".مانشستیم وهیچ نگفتیم .          

    بازانتظار!.گویی حتی یک سئوال کافی بودکه سکوت فیلسوفانه مان قربانی احساس گرایی وبی خردی ماشود.چراکه رویای مانه دفاع ازهمکاران رنجدیده بلکه اثبات توانایی فوق العاده مادرفرصت سوزی بود.توانایی مادرتماشای سوختن همکاران وحتی تعجب نکردن.امروزبایدشاهدسوختن حمیدعزیزمان باشیم.کسی که تاپای جان درسنگرمعلمی ایستاده است.

حمید جان !

    اگرچه دوستان کانون هاهمچنان دراحتضارند،تا نظاره گر پرپر شدن تو باشند و دست آخر این حادثه جانفرسای را به تقدیر نسبت دهند و بدین ترتیب مسئولیت دردهایت را به گردن نیروهای فرا طبیعی گذرارند،امامعلمان هرگزازتوغافل نخواهند بود.تو دربیهوشی نیزهوشیاری.

    ماهمگی درانتظارروزی هستیم که به میان مابرگردی. مسئولیت سلامتی تو بیش ازهرکس به دوش کسانی است،که توراتبعیدنمودند.مااین سانحه راتنها یک تصادف نمی دانیم چراکه تو به تصادف درآنجا نبودی.مسئولیت این سانحه بیشتر از همه به عهده وزارت آموزش و پرورش است.ما امید واریم بار دیگر انرژی تو درمبارزه باناآگاهی درسنگرمدرسه ماراسرشارکند.درآخرازتمامی کا نونها و شورای هماهنگی می خواهیم رسما  ًوبدون فوت وقت مسئولین کشورراواداربه پا سخگویی نمایند.

     حمید جان ! هوشیاری تومی تواندماراازبیهوشی ابدی نجات دهد . بخاطرهدف بزرگی که در پیش داری برخیز!

   

                                                           کاوه کردستانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:4  توسط ماموستا  | 

موضع انتخاباتی ما جمعی از معلمان استان کردستان عدم شرکت در انتخابات است و تا زمانی که تمامی خواسته هایمان اعم از اصلاح سیستم آموزشی و افزایش حقوق در حد سایر ارگانهای برخوردار  برآورد نشود از این موضع خود عقب نشینی نخواهیم کرد.

درحالی که هیچ یک معوقه های همکاران پرداخت نشده و در حالی که جیره غیر نقدی بهار تابستان و پائیر را هنوز پرداخت نکرده اند و درحالی که هزینه انتخابات گذشته را به همکاران منفعل شرکت کننده در پای صندوقهای رای را پرداخت نکرده اند و درحالی که وضعیت آموزشی روز به روز بدتر می شود و هر روز شاهد جایگزینی فردی از خودشان به جای مدیران قبلی هستیم...

با چه رویی انتظار دارند که جمعیت میلیونی معلمان و دانش آموزان در انتخابات شرکت کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 13:58  توسط ماموستا  | 

حمیدرحمتی ازفریاد تابیهوشی

 

    حمید رحمتی درشهرضا،استان اصفهان درخانواده ای کشاورزوپایبند به مذهب و اصا لت میهنی به دنیا آمد، دیپلم خودرا دردبیرستان شهید باهنر شهرضاگرفت، ودرتربیت معلم شهید آیت نجف آباد موفق به دریافت فوق دیپلم آموزش ابتدایی شد،وسپس در دانشگاه آزاد شهرضا لیسانس همان رشته را دریافت کرد.

    حمید 16سال سابقه تدریس دارد، 15 سال درمقطع ابتدایی ویک سال به صورت داوطلب درمنطقه سرباز ایرانشهرازاستان سیستان وبلوچستان درمقطع راهنمایی تدریس کرده است، عشق خدمت به روستاییان وقشرآسیب پذیرجامعه درهستی اوشعله وراست،سالها خودخواسته درروستاهای شهرضا درمدارس محروم وچند پایه خدمت کرده است.

هنگامی که از حمید در باره ی آرزوهایش پرسیده شداو چنین پاسخ داد:

      آرزویم این است که روز ی مملکتی داشته باشم،که آموزش وپرورش آن در جامعه همانند نگینی بدرخشد،وروزگاری رامی خواهم،که آن قدرآموزش وپرورش غنی شده باشد،که مرابه دلیل کم توان بودن تبعید کند.نه من ماننداکنون که به خاطرفریادناتوان بودن آموزش وپرورش درتربیت درست نسل آینده مراتبعیدمی کنند.آیامعلمی که ازدرامد شخصی خودسالهاست خرج می کند ، حاضر شده از بسیاری مزایا بگذرد ،مقداری از حقوق ناچیزخود رانیز برای پیشبرد کارهای فرهنگی خرج می کند ،زیاده خواه است؟

    به خدا آنان که معتقد به زیاده خواهی معلم هستند یا سخنی این گونه می گویند ناسپاس به زحمات معلمان دوران تحصیل خویش اند . آن افرادی زیاده خواهند که بدون توجه به ناتوانی خود در رأس امور قرارمی گیرند،وتاوان آنرا مردم باید پس بدهند، نتیجه ی  آنرادرجامعه نیزمی بینیم!

 

شمه ای ازآنچه تاکنون برحمید گذشته است.

*** دوشنبه 25 تیرماه حمید رحمتی معلم شهرضایی(استان اصفهان( طی حکمی از سوی هیات بدوی آموزش وپرورش استان اصفهان برای مدت 3سال به مازندران تبعید شد.(حکم قابل اعتراض)

*** پنج شنبه ۱۵/شهریور/۸۶ ساعت 12:15 آقای حمید رحمتی فعال صنفی به وسیله ی نیروهای انتظامی درمنزل دستگیروبه نقطه ی نامعلومی انتقال داده شد.درتماسی که بامنزل ایشان گرفته شدهمسرآقای رحمتی گفتندآقای حمیدرحمتی به این خاطر که نیروهای انتظامی حکم جلب دردست نداشتند ،ازرفتن خودداری می نمود،اماماموران بابر قرارکردن تماس تلفنی میان سرهنگ نظری رئیس نیروی انتظامی شهرضاوآقای رحمتی ،به خانواده ی ایشان بطور تلفنی قول داده شد،که حمیدرحمتی ساعت 13:30به منزل برگردانده خواهدشد،اماازآن ساعت تاکنون حمیدبه منزل بازنگشته منزل واهل خانواده ی ایشان درمحاصره ی  نیروهای انتظامی است،ومسئولین شهرستان  بیان می کنند،که ازمحل نگهداری حمیدهیچ اطلاعی ندارند.

 

 

*** جمعه 16/شهریور/1386ساعت 8 صبح ،گروهی 20نفره ازنیروهای امنیتی شهرضابا اسلحه کلت،دستبند، یونیفرم نظامی ولباس شخصی  واردمنزل آقای حمید رحمتی شدند،آنان بادردست داشتن حکم تفتیش پس ازبازبینی منزل،یکی ازمهمانان آنان به نام خاتون بادپرراپس ازتفتیش بدنی باخود به نقطه ی نامعلومی بردند.همچنین باخبرشدیم،حمید رحمتی در بازداشتگاه نیروی انتظامی شهرضا دراعتراض به دستگیری خود وبرخی ازهمکاران صنفی دست به اعتصاب غذا زده است.

12/مهرماه/1386حمید راهی تبعیدگاه شد.

   حکم۳سال تبعیدبه استان مازندران برای آقای حمیدرحمتی یکی ازاعضای موسس کانون صنفی معلمان شهرضامتولد۱۳۴۹دبیرآموزش وپرورش باامضای آقایان: سید حسن تهرانی ، عبدالحسین چگینی پور و داود یعقوبیان فردقطعی شد.

  دراین حکم آقای رحمتی به جرم : ۱- شرکت درتجمعات،تظاهرات وتحصنات غیرقانونی وتحریک به برپایی تجمعات،تحصنات و تظاهرات غیر قانونی۲-اهانت وهتک حیثیت به مسئولین ونشراکاذیب ۳- تعطیل خدمت دراوقات اداری.

 

واما.....

همکاران گرامی خوانندگان محترم

   باعرض تاسف باخبرشدیم،ظهرامروز10/ بهمن/1386،نزدیک ساعت 12:30 مینی بوس حامل آقای حمیدرحمتی معلم تبعیدشده،وچندتن دیگرازمعلمان مدرسه ی "خزرآباد" روستایی که در30 کیلومتری شهرساری قراردارد، با یکدستگاه کامیون تصادف کرده،و آقای رحمتی به شدت از ناحیه ی سرآسیب دیده ودرحالت اغما به سر می برد. وچندتن دیگرازمعلمان زخمی شده، ودست وپای چندتن دیگردچارشکستگی ،ویکی از دانش اموزان به شدت مجروح شده است.

 

به گفته ی شاهدان عینی :

روزچهارشنبه 10/بهمن /1386 ساعت 12:10راننده ی روزمزد مینی بوس آقای االف.میم که انسان به اصطلاح بیچاره ای است،وبارهای بار با ماشین تصادف نموده وآدم به کشتن داده است،درحالیکه دوبرابر ظرفیت مینی بوس خود مسافر جابجا می کرده،دربین راه ناگهان چشمش به پلیس می افتد و از ترس جریمه  شدن می کوشد که بطور پنهانی از بغل ماشین باری سنگینی که در چند ده متری جلوتر از او در حال رفتن است،به دور از چشمان پلیس از معرکه بگریزد،ناگهان ماشین باری بادیدن کفگیرک پلیس ترمز کرده و موجب برخورد شدید مینی بوس حامل حمید رحمتی و چند تن دیگر از معلمان مدرسه ی خزرآباد ساری می شود.و حمید که در سمت راست راننده نشسته و آقای سعید ذبیحی در ردیف اول بین راننده و حمید نشسته است به شدت به شیشه ی جلوی ماشین برخورد می کنند.

آقای ذبیحی که دست و پایش از چند جا شکسته با گریه وزاری چنین می گوید:

   حمید لحظاتی پیش از برخورد مینی بوس با کامیون بافریادبه راننده گفت " نزنی" در این لحظه با فریاد حمید ما وهمه مسافران مینی بوس محکم دستهایمان را جلوی صورت خود گرفتیم و محکم به صندلی ها چسبیدیم،اگر این فریاد حمید نبود وضعیت ما به شدت بدتر از این هم می شد.

 

    ناظران می گویند:" پس ازاین تصادف مردم به سمت پلیسی که موجب این تصادف شده بود.(از دیدخودشان) یورش برده و او را مورد ضرب و شتم قراردادند.و دراین بین تا مدت 45 دقیقه حمید در بین آهن  پاره های مینی بوس گرفتار بود وهیچ امدادگری هم به کمک ما نیامد.کسی باورش نمی شد که حمید زنده خواهدماند.

 ناظران می گویند یکی از دانش آموزان نیزشدیدترازحمید زخمی شده بود وپزشکان برای او4% هوشیاری برآورد کرده بودند،وتوانست بهبودی خودرا به دست آورد،اماحمید با 8%هوشیاری هنوز نتوانسته است، به هوش بیاید.

هم اکنون حمیدرحمتی با8%هوشیاری از تاریخ 10/بهمن تاامروز12بهمن همچنان دراغمابه سرمی برد.

منبع: کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 13:7  توسط ماموستا  |