سرگذشت سال 1386 در کردستان
به بهانه به پایان رسيدن سال 1386 بر آن شدم كه از حافظه ام ياري جويم وخاطراتي از مهرورزي؛ دولت مهرورزاحمدي نژاد رادرسال 86 مرور كنم. اين مهرورزان كه فرياد عدالت خواهيشان گوش فلك را كر كرده است و مدعي بسط و گسترش عدالت براي تمام جهان مي باشند مي خواهند با کدام کارنامه قبولی ادعایشان را ثابت کنند؟
اينك گوشه اي از مهر ورزي آنها را بيان مي كنم.
ــــ با نظر سنجي و گفتگوي كوتاه با همكاران و فرهنگيان مي توان به اين نتيجه رسيد، كه آنها اميدي به بهبود كيفيت در آموزش وپرورش دانش آموزان ندارند و كيفيت در آموزش وپرورش هم اكنون سير نزولي و منفي را طي مي كند و فرهنگيان خود نااميد و بعظاَ نيز بي تفاوت شده اند و اين جمله كه: (نظر ما در آموزش وپرورش خريداري ندارد.) جمله ي غالب معلمين شده است و بسياري از آنها به شغلهاي دوم و سوم روي آورده اند كه خود تأثير بسيار منفي روي آموزش و پرورش بچه ها گذاشته است و معلم را در ديد بسياري از بچه ها تحقير نموده است و اين اوضاع درسال 86 نمود بيشتري پيدا كرده است و معلمين را در بحران بي تفاوتي هدايت مي نمايد.
ـــ سرانه ي آموزشي مدارس كه تنها تكيه گاه مديران مدارس براي اداري امور مالي مدرسه مي باشد، بعد از حدود پنج ماه مقداري از آن واريز شد، كه باهزينه هاي انجام شده جور در نمي آيد و مديران پاييز و زمستان را چگونه سپري كرده اند!؟ تو خود حديث مفصل بخوان.
ـــ سركوب فرهنگيان در فروردين و ارديبهشت 86 به خاطرعدالت خواهي كه باعث شد حدود 150 نفرآنها با احكامي ازقبيل بازنشتگي زود هنگام، انفصال از خدمت ، تقليل گروه و پايه به مدت 1 تا 2 سال، تبعيد و نفي بلـد از استان محل خدمت به دورترين استانها ، توبيخ با درج در پرونده و زندان تعليقي مواردي بودند به اضافه ي بازداشتهاي تا حدود چند ماه براي بعضي از دوستان همكار
ــــ عدم پرداخت 80 هزارتومان كه در سالهاي قبل به نام بن كارمندي به فرهنگيان پرداخت مي شد اما امسال مهر ، مهرورزان شامل اين بن هم نشد.
ــــ براي افزايش درصد قبولي هرساله درگرماي تير ماه بدون هيچ گونه امكانات سرمايشي كلاسهاي جبراني براي دانش آموزان تجديدي گذاشته مي شود و همان موقع هزينه ي اين كلاسها از بچه ها گرفته مي شود و به خزانه ي آموزس وپرورش ريخته مي شود اما حق الزحمه ي معلمين را امسال در دي ماه پرداخت نمودند.(يعني بعدازحدود 6 ماه).
ــــ با توجه به قول و قرارها وتصويب لـوايح ازطرف مجلس و دولت و مسؤلين كه لايحه ي خدمات كشوري از اول فروردين 86 بايد به اجرا در مي آمد، اما اين لايحه علاوه براينكه اجرا نشد ؛ هم اكنون مي رود كه به زباله دان تاريخ ريخته شود .
ـــ معلمين حق التدريس (پاره وقت)، كه به اميد استخدام رسمي (كه اكثراً داراي 6 يا 7 سال سابقه ي تدريس)
با چندرغازي كه دريافت مي كنند امسال با گذشت 5 ماه با هزار منت و تحقيرموفق يه دريافت همان چندرغاز شدند.
ـــ معلمين آموزشيار نهضت سواد آموزي كه طرف قرداد با آموزش و پرورش شده اند(به نام آموزشيار قراردادي) نيز بعد از 5 ماه موفق به دريافت حقوق و مزايايي بخور و نمير شده اند.
ـــ معلميني كه با عناوين مختلف ارتقاء گروه پيدا كرده اند هنوز موفق به دريافت تفاوت حاصله ازصدورحكم نشده اند و اين احتمال وجود دارد كه مبالغ حاصله از اين تفاوت به صندوق ديون ريخته شود (بنده بعد از 15 سال خدمت از ماهيت اين صندوق اطلاعي ندارم). و همچنين حق الزحمه ي اضافه تدريس همكاران در آذر،دي، بهمن واسفند پرداخت نشده است.
ــــ بازنشسته هاي سال 86 موفق به دريافت مبالغ باز نشستگي (پاداش پايان خدمت) نشده اند (كه آنها خود داستاني دارند) اين باز نشسته ها بنا به قول مسؤلين مبني بر پرداخت پاداش، مبادرت به خريد خودرو، تعمير خانه و يا خريد مسكن نموده اند اما چون پاداش را به موقع دريافت نكرده اند بنابراين دچار ضرر وزيان فراوان شده اند.
ــــ پائیز امسال شاهد تبعید همکار عزیزمان جناب آقای اسکندر لطفی از مریوان به اردبیل بودیم که به دلیل تعلیق و انفصالهای فراوان و سایر فشارهای وارد بر معلمان سراسر کشور چندان مورد توجه سراسری معلمان قرار نگرفت و آنگونه که می بایبست و شایسته بود با این همکار محترم احساس همدردی نشد.
ــــ صدور حکم اعدام برای همکار کامیارانی نیز ضربه ای هولناک بر پیکره ی نحیف فعالیت صنفی کردستان زد هرچند حکم ایشان بیشتر به دلایل سیاسی صادر شده است اما فرزاد کمانگر قبل از آنکه سیاسی باشد فعالی صنفی است که فعالیتهایش در آموزش و پرورش کامیاران این موضوع را ثابت می کند.
ــــ در پايان سال هم، باز مهر، مهرورزان گل كرد و كالابرگ هايي به نام بن كارمندي (كه اين حقه ايي از حقه هاي ديگر آنها است) به فرهنگيان داده اند و با كسب امضاء از همكاران مبلغ 16 هزار تومان از حقوق ومزاياي ايشان كم ميكنند و به گفته ي انها اين كالا برگ ها به قيمت 38 هزار تومان مي باشد وفرهنگيان هم اكنون حاضر اند اين كالا برگ ها را به قيمت 20 هزار تومان بفروشند اما هيچكس حاضر به خريداري انها نيست. زيرا معلوم نيست متولي توزيع نخود، عدس و... كه روي اين كالا برگ ها نوشته شده كدام تعاوني يا فروشگاه مي باشد. وتجربه هاي قبلي نشان داده كه تعاوني ها كالاهاي بنجُل وته انباري خود را در طي سال به فروش نرفته بار معلمين ميكنند وبدين صورت تحقيري ديگر روي تحقيرها .
امیدواریم که سال ۸۷ سالی بدون این مشکلات باشد و ...
دیاکو کردستانی