به نظر میرسد در حوزه فعالیت صنفی معلمان دو نوع نقد داشته باشیم:
یکی نقد سیاسی: در این نوع نقد که بیشتر به حوزه مسائل سیاسی وارد میشود از سیاستمداران و یا نوع سیاست به کار رفته در اداره امور کشور انتقاد میشود و اشکال و ایرادات آن نوع سیاست را بیان میکنند. مثلاً چرا رئیس جمهور یک کشور این گونه کشور را اداره میکند میبایستی به گونهای دیگر اداره کند. این نقد سیاسی است چرا که کار رئیس جمهور کاری سیاسی است و نقد آن نیز نقدی سیاسی خواهد بود و یا نحوهی برخورد استاندار یک استان با شهروندان آن استان اگر مورد انتقاد قرار بگیرد باز هم به حوزه سیاست برمیگردد و میشود نقد سیاسی اما اگر از نحوهی برخورد مردم در مقابل رفتار حاکمان بر آنها نقد شود این نوع نقد سیاسی نیست و نقدی اجتماعی است.
دومی نقد صنفی: همان طور که از نامش پیداست این نوع نقد مربوط به حوزهی صنف خاص و ویژهای از اصناف جامعه میشود. مثلاً نقد عملکرد ریاست سازمان آموزش و پرورش مربوط به صنف آموزش و پرورش یعنی معلمان میشود و این نوع نقد، نقدی صنفی است. اما تمام نقدها به همین سادگی و روشنی نیستند و نمیتوان آنها را در این تقسیمبندی ساده جای داد بلکه بعضی از نقدها ترکیبی از انواع نقد است یعنی معلمی می تواند به عنوان یکی از اعضای صنف معلمان از کارفرمایان خود یعنی اداره کنندگان آموزش و پرورش (مدیریت) نقد کند اما نقد او به نحوه مدیریت نباشد بلکه نقد او مربوط به علایق سیاسی، مذهبی و... مدیر آموزش و پرورش باشد که به این نوع نقد صنفی نمیگویند در اینجا دیگر پا را فراتر از صنف گذاشته و وارد حوزههای دیگر شدهایم. درست است مدیر اشتباه داشته است اما این که حدث و گمان بزنیم که این اشتباه مدیر مربوط به علایق جناحی، سیاسی، مذهبی، قومی یا شخصی اوست دیگر کار فعال صنفی نیست. فعال صنفی فقط اشتباه مدیر را گوشزد میکند، بیان میکنند، به نقد میکشد و استدلال میکنند که چرا کار او اشتباه بوده است و نتایج کار اشتباه او چگونه به حوزهی کاری او (معلمان، دانشآموزان، روند یادگیری، مواد آموزشی و...) ضربه خواهد زد.
با مثالی مطلب را واضحتر بیان میکنم: فرض کنیم مدیریت اداره آموزش و پرورش یکی از نواحی یکی از مدیران لایق و کارآمد آن ناحیه را از پست خودش عزل میکند و فردی نالایق را به جای او مینشاند فرضاً به دلیل اینکه از قیافهاش خوشش نیامده، فعال صنفی در نقد صنفی خود نتایج برداشتن مدیران لایق که ضربه زدن به روند آموزش و نهایتاً دانشآموزان مدرسه مربوطه است را تحلیل و بیان می کند و به این عزل و نصب اعتراض میکند و دیگر اشاره کردن به دلایل سیاسی این عزل و نصب کار او نیست. چرا؟
زیرا از طرفی به هر حال هر یک از فعالین صنفی امکان دارد که علایق و دغدغههای سیاسی شخصی داشته باشند که به دلیل عدم ارتباط آن با صنف معلمی هیچگاه آن را در نقدهایشان دخیل نمیدهند و از سوی دیگر در تغییر و تحولات سیاسی که مدام در حال وقوع است امکان این وجود دارد که روزی مدیران همسو با تعلقات سیاسی و جناحی شخصی فعال صنفی بر سرکار بیایند و در آنصورت او نتواند از کار آنها انتقاد کند و روزی دیگر برخلاف آن اتفاق بیافتد و مجبور شود مدام نقادی کند. و اینجاست که تداخل پیش میآید و به پیکره صنفی اعتراض وارد میشود و میدان برای نقد خودمان از طرف نقادان مترصد باز میشود که شما جناحی برخورد میکنید و یا سیاسی هستید و یا ... .
نتیجه: اگر فعال صنفی در نقدهای خود پا را از مرز صنف خود فراتر نگذارد انتظار آن میرود که کارفرمایان و مدیران با هر نوع سلیقه سیاسی و جناحی که به سرکار میآیند نقد او را قبول کنند و در بهبود وضعیت صنفی قبول زحمت فرمایند، چون می دانند که نقد او واقعاً صنفی است و در زمان حکومت هر جناحی وجود داشته و دارد.
رضا حاتمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقای حاتمی شما همکار عزیز و محترم ما هستید و ما نیز انتقادات شما را با جان و دل می پذیریم.
زانیاری
